X
تبلیغات
بررسی نظام آموزشی ايران - نظام آموزشي در مدارس ايران
 

نظام آموزشي در ايران

جملاتي كه فرزندم قبل ازرفتن به آمادگي به زبان مي آورد:

مامان چند تا بخوابم  بلند شم مي تونم برم آمادگي؟

مامان كي مي ريم لباس هاي آمادگي رو بگيريم؟

مامان مي شه لباسامو بپوشم دايي جون ببينه؟

مامان عمه لباسامو نديده مي شه بپوشم؟

روز اول كه دخترم رفت به مدرسه گفت مامان دوستم گفت اگه اين نقاشي رو نشون بدي به معلم بهت نمره صفر مي ده. و اما لباساش چروك شده بود انگار لباس نو نبود . روز دوم متوجه شدم علت چروك شدن لباساش سوار شدن ۱۷ نفر در پيكان است‍يشن بود كه به صورت سه رديف در صندلي عقب مي نشستند. اون موقع يادمه در ماه رمضان ما افطاريمونو تموم مي كرديم ولي فرزند ما هنوز در راه بود آخه آقاي رانندشون سه نفر ديگر را هم از مدرسه ديگه سوار مي كرد.رفتم با مدير صحبت كردم فرمودند : اين تعداد استاندارده اگه نمي پسنديد يك سرويس شخصي بگيريد.

مجبور شدم فرزندمو از آمادگي دولتي به غير انتفاعي كه در سطح شهر ما درجه ۱ با شهريه بالا بود ببرم . همين كه وارد شديم در ثبت نام عجب تحويلمون مي گرفتند دو سه روز بعد بجاي اينكه فرزند مارا اجتماعي بار بيارند گفتند فرزندتون خيلي پيادست بهش برسيد. (آخه فرزند اول من هم به اون آمادگي رفته بود و در شش سالگي سواد خوندن و نوشتن داشت اما وقتي خانم ناظم متوجه استعداد فرزندم شد گفت مهم درك معني هست نه خوندن نوشته هاي روزنامه. به هر حال فرزند اول من كلاس دوم دبيرستانه و در مدرسه تيز هوشان در س مي خونه)البته فرزند دوم من هم همانند تمام فرزندان ايران زمين داراي  استعداد بود اما نمي دونم چرا مي خواستند اين طوري جلوه بدن كه موقع ورود بچه ها چيزي نمي دونند اما وقتي فارغ التحصيل مي شند نابغه هم مي شند. نگفتم بچم هر روز به يه بهونه دوست داشت غايب بشه آخه:

درس معلم ار بود زمزمه محبتي    جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را

از آمادگي هاي ايران هم كه خبر داريد همه با شرايطي بس آسان بدون هيچ دوره و تخصص مي تونند مجوز بگيرند و مهد و آمادگي باز كنند...ادامه دارد

 

داشتم مي گفتم در اين آمادگي داراي استخر و محوطه بازي جهت قول زدن اوليا براي جذب دانش آموز

بچه ها، زنگ هاي تفريح به حياط نمي رفتند بلكه معلمان براي صرف چاي و صبحانه از كلاس خارج مي  شدندو بچه ها از ساعت ۸ صبح تا ۱۲:۳۰در كلاس ها مي ماندند. روز به روز براي دخترم نمره ۲۰ گرفتن رو آموزش دادند نمره ۲۰  ۲۰   ۲۰   ۲۰  استرس  و استرس  و اضطراب و.................. حالا ديگه ۲۰ مي گرفت پياده نبود دختري كه با هزار آرزو  بزرگش كرده بودم و مي خواستم در بهترين امادگي باشه از مهد و درس و معلم بيزار بود . آخه بهترين كاري كه در مهدهاي ايران به صورت عملي صورت ميگيره اجراي موسيقي به صورت متمركزاز طرف سازمان آموزش و پرورش و همراهي بچه ها هست .البته خيلي خوبه اگه به همراش كارهاي عملي ديگه تحقيق عملي  و غيره باشه . تنها و  تنها سرود . در  ۲۲ بهمن و ۱۳ بدر و عيد نوروزه كه لذت باز كردن يك مهد و آمادگي رو موٌسسين و كاركنان مربوطه مي فهمند . آخه براي هر عكس و يك سي دي و تدارك جايزه براي بچه ها و ساير برنامه هاي خشك و بي روح كلي پول مي گيرند .از دو ماه مانده به عيد بچه ها هر روز مجبورند سرود هايي رو حفظ كنند كه مبادا در هنگام اجراي مراسم در حضور اوليا آبروي خودشون و بچه ها بره. خلاصه هر كسي مي تونه شغل مربي گري مهدها و آمادگي هارو بر عهده بگيره در بالاي شهر با ظاهري آراسته و داشتن بيان خوب مي توان اوليا را كاملا قانع كرد كه فرزندشون در بهترين محل آموزش مي بينه.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:10  توسط ليلا محمديان   |