|
|
|
|
|
امروزه با سواد بودن صرفا به خواندن و نوشتن محدود نمي شود بلكه سواد به معني ومفهوم واقعي آن در يك جامعه داشتن سواد خواندن و نوشتن به همراه دانستن علوم كامپيوتر و زبان انگليسي مي باشد .آموزش زبان انگليسي در مدارس ايران از كلاس اول راهنمايي آغاز مي گردد و دانش آموزان ۷ سال اين زبان را مي خوانند اما چون آموزش زبان انگليسي در ايران برنامه ريزي شده و طبق ضوابط خاص يادگيري زبان بين الملل در ساير كشور ها نمي باشد لذا امروزه فارغ التحصيلان داراي مدرك دكترا و فوق ليسانس و ليسانس و... نمي توانند به خوبي زبان انگليسي را صحبت كنند .
امروزه اولياء دانش آموزان ايران فرزندان خود را در كلاس هاي كانون زبان ايران و ديگر موسسه ها ثبت نام ميكنند تا زبان انگليسي را به خوبي بياموزند و بتوانند نوشتن و خواندن را به خوبي فرا گيرند و در كنكور سراسري بتوانند تستهاي زبان را خوب بزنند. خلاصه به صراحت مي توان گفت كه آموزش زبان انگليسي در مدارس ايران تلف كردن وقت دانش آموزان و معلمان زبان مي باشد . چرا كه دو سه ساعت بعد از اتمام كلاس زبان مدارس، بچه ها به كلاس هاي زبان موسسه ها مي روند .(ادامه دارد) در عصر فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) مفهوم سواد به عنوان يكي از شاخص هاي دانايي، دستخوش تغييرات زيادي شده است. از جمله اين كه افراد ديگر با مدرك توانايي خواندن و نوشتن باسواد محسوب نمي شوند و حتي داشتن سواد نسبتا جامع بدون تسلط اوليه و مقدماتي بر ابزارهاي تكنولوژي نوين از جمله توانايي كار با رايانه آنها را مشمول مفهوم «انسان باسواد» نمي كند.يكي ديگر از ملاك هاي باسوادي، دانستن زبان و توانايي برقراري ارتباط با انسان هاي ديگر مجامع است كه در اين مورد خاص مي توان از زبان انگليسي به عنوان زباني كه كاربرد بسيط و گسترده اي در جهان امروز دارد نام برد. دانش آموزان در طول سه سال آموزش در دوره راهنمایی و چهار سال آموزش در دوره متوسطه قادر نیستند مهارتهای لازم Listening ,Speaking, Writing را به طور کامل و جامع کسب نمایند. در حالي كه در بيشتر كشورهاي همسايه، از جمله هند، پاكستان، كشورهاي عربي و ... حتي عامه مردم در حد رفع و رجوع احتياجات اوليه خود به زبان انگليسي تسلط دارند، در ايران، دانشجويان، مديران ارشد و يا حتي برخي اساتيد دانشگاهي نيز تسلط خيلي كمي در كاربرد زبان دارند و قادر به بهره گيري در حد رفع نياز براي كارهاي ضروري خود در به كارگيري زبان انگليسي نيستند. آموزش زبانهاي خارجي بهويژه انگليسي موضوعي است که در ايران دهها سال رواج دارد اين در حالي است كه زبان عربي همواره بهعنوان زبان دوم به دانش آموزان و دانشجويان ايراني تدريس ميشود اما آموزش زبان انگليسي در يكدهه گذشته از لحاظ کمي رشدي بسيار داشته و آموزشگاههاي زبان آموزي در گوشه و کنار شهرهاي بزرگ ايران فراوان به چشم ميخورند.از قرن نوزدهم ميلادي که مدارس نوين در ايران شکل گرفت، تدريس زبانهاي اروپايي به ويژه فرانسوي و بعدها انگليسي جزئي از برنامه ثابت درسي مدارس متوسطه و عالي بوده است. هم اکنون، تمامي ايرانياني که تحصيلاتي دست كم در سطح متوسطه دارند، دست کم6 سال وقت را براي آموختن زبان انگليسي صرف كرده اند.در دانشگاههاي ايران نيز علاوه بر اينکه در برنامه تمام رشتههاي تحصيلي، واحدهاي آموزش زبان در سطوح عمومي و تخصصي گنجانده شده، امکان آموختن چندين زبان خارجي، حتي تا سطح دکترا وجود دارد. با اين حال، اغلب دانش آموختگان مدارس و دانشگاههاي ايران نميتوانند به زباني که سالها به فراگرفتن آن پرداختهاند، صحبت كنندو اين مشکل حتي در ميان بسياري از کساني که دانش آموخته رشته زبانهاي خارجي اند و سالها به شكل تخصصي و در سطح دانشگاهي به آموختن زبان پرداخته اند نيز وجود دارد! در يك نگاه اجمالي بايد ريشه اين مشكل را در آموزش زبان، به خصوص زبان انگليسي در نظام آموزشي كشور در سطوح ابتدايي، راهنمايي، متوسطه و حد عالي دانست.اساسا آموزش زبان انگليسي در مدارس و دانشگاه هاي ايران پايه و اساس اثرگذاري براي فراگيري آن از سوي متعلمين نداشته است و نتوانسته است براي فراگيران كه در قالب آموزش هاي رسمي و بالاجبار آنرا فرا گرفته اند سودمند باشد. دکتر پرویز بیرجندی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مولف کتابهای زبان انگلیسی ،" کتاب محور بودن سیستم آموزشی ایران و اتکای بیش ازحد معلمان به کتاب را یکی از مشکلات سیستم آموزشی کشور میداند." به نظر اینجانب(محمدیان) چرا تدریس کتابهای درسی آ.پ چندان مثمر ثمر نیست در حالی که آموزش در کانون زبان ایران از چنان کیفیتی برخوردار است که دانش آموزانی که به کانون زبان میروند هم می توانند به خوبی انگلیسی صحبت کنند و هم در کنکور سراسری بهترین رتبه را در درس زبان بدست می آورند . آیا بهتر نیست که از استادان زبان کانون و کتابهای آموزشی آنان به جای کتب درسی آ.پ استفاده گردد؟ یا روش آموزشی کانون زبان ایران را جایگزین روش آموزشی آ.پ کرد؟ مشکل دیگر : استاندارد تعداد فراگيران زبان خارجي در يككلاس بين ١٦ تا ١٨نفر است. اين در حالي است كه در بيشتر مدارس و دانشگاههاي ايران، اين رقم به 30 تا 40 نفر ميرسد. از سوي ديگرساعتهاي آموزش زبان در آموزشگاههاي ايران براي استمرار در فراگيري بسيار كم است كه بايد دست كم به 8 ساعت در هفته افزايش يابد. راهکارها: گذر از شيوههاي سنتي ساعت آموزشي بيشتر شود زودتر و بهتر شروع كنيم از ابتدايي شروع كنيم منابع :
مهدی زاده – امیر حسین-ارزیابی محتوای زبان انگلیسی دوره راهنمایی -مجله رشد آموزش زبان |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 0:12 توسط ليلا محمديان
|
|
||